الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
330
الغدير ( فارسي )
است براى برقرارى آرامش و صلح يا يارى كردن و هم آهنگى ، بنابر اين معنى ندارد كه امير المؤمنين چنين باشد مگر از آنجهت كه آن جناب در تمام اقدامات و مقاصد آن جناب از مثبت و منفى پيرو او است ، و بنابر اين معنى تمام مسلمين در اين وصف با آن جناب مساوى هستند و تخصيص آن جناب بذكر آن هم با اين تشريفات و اهتمامى كه بيان شد معنى ندارد مگر آنكه مراد اين باشد كه در معاهدات و قراردادهائى كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله منعقد فرموده على عليه السّلام براى سلطنت اسلامى و نگهدارى دولت اسلامى از پراكندگى و انحلال و حفظ و صيانت آن از هر گونه مشكلات و حوادث دخالت خاصّه دارد ، و بنابر اين معنى دخالت و سمت آن جناب چون شخص رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله خواهد بود ، و اگر مراد معاقده در اوصاف و فضايل باشد چنان كه گفته مىشود : فلانى عقيد كرم و عقيد فضل است ، يعنى : كريم است و فاضل هر چند حمل اين معنا را ذوق عربى نمىپذيرد معذلك نتيجه معنى و مقصود پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله چنين مىشود كه هر كس ، من در نزد او عقيد فضايل شناخته شدهام بايد بمانند اين در باره على عليه السّلام معتقد باشد ، و بنابر اين تقريب ، اين معنى با مقصد ما نزديك است . و نزديكترين معانى كلمهء عقيد اينست كه از آن اراده شود عهودى كه پيغمبر با مسلماني كه با او بيعت كردند منعقد ساخت بر اين مبنى كه دين او را بآغوش گيرند و در راه مصالح آن و دور ساختن هر ناروا و فساد از آن بكوشند در اين صورت مانعى براى ارادهء اين معنى نيست بلكه اين معنى تعبير ديگرى است از گفتار آن جناب : « إنّه خليفتي و الامام من بعدى » همانا او ( على عليه السّلام ) جانشين من است و بعد از من امام است . و امّا محبّ و ناصر ، بفرض ارادهء اين دو معنى ، از اين دو حال بيرون نيست ، يا مراد تحريص مردم است بر محبت و يارى او بعلَّت اينكه از جملهء مؤمنين به او و مدافعين از او است ، و يا امر به او ( على عليه السّلام ) است بمحبت و يارى مؤمنين و بر هر تقدير يا جمله اخبارى است ، يا انشائي ، اما احتمال اوّل يعنى اخبار بوجوب دوستي او بر اهل ايمان ، اين يك امر مجهول و بىسابقه نبوده كه پيغمبر اكرم ابلاغ نكرده و به اين